عشق 4 حرفی
مازنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که اسودگی ما عدم ماست
هجوم شب پره های مزاحم هیچ گاه باعث نخواهد شد تا شمع نسوزد و نورش را بی پروا به اطراف نیافکند. چون شمع باش.بی پروا از مزاحمان و معاندان نور وجودت را به اطراف ببخش تا در پرتوش گم گشتگان راه بیابند و پریشانان ارامش.در این مزاحمان خود در زلالی وجودت ذوب میشوند و بی صدا فرو میافتند.
- زندگی خیلی کوتاه است، و زمانی که ما صرف خمیازه کشیدن می کنیم، هرگز دوباره به چنگ نمی آید.
- ببخشش، فراموش کن. ایرادات سایرین را تحمل کن همانطور که آنها هم ممکن است ایرادات تو را تحمل کنند. صبور باش و سعی کن درک کنی. زندگی کوتاه تر از آن است که انسان بخواهد انتقام جو و بداندیش باشد.
- زندگی کوتاه تر از این است که حداکثر استفاده را از هر چیزی که هر روز به سویت می آید نکنی.
- زندگی کوتاه است، اما همیشه برای ادب و مهربانی وقت هست - کاری را که دوست داری انجام بده و همه تلاشت را هم در آن بکار ببر. فرقی ندارد که تجارت باشد، یا بیسبال، یا سینما یا هر چیز دیگر. اگر کاری را که می کنی دوست نداری و نمی توانی همه تلاشت را بکار گیری، از آن بیرون بیا. زندگی خیلی کوتاه است.
- زندگی کوتاه تر از آن است که کوچک هم باشد.
- زندگی کوتاه است و ما هرگز زمان زیادی برای خوشنود کردن دلهای کسانی که در این سفر تاریک همراه ما هستند را نداریم. در عشق ورزیدن سریع باش. برای مهربان بودن عجله کن.
ناتوانی ما در این نیست که قادر به انجام کاری نیستیم.بلکه ناتوانی اصلی ما این است که جرات انجام ان را نداریم. حتما واسه همتون پیش اومده که یه روز از خواب بلند میشید و بی خود و بیجهت از یکی یا از چیزی ناراحتین.طوری که حتی هر چی درونتون را کند و کاو میکنین علتش را درک نمیکنین. اونوقته که اون بنده خدا باید این معادله پیچیده را حل کنه که چه اشتباهی کرده که شما ازش غضبناکید. حالا چی شد که اینا را نوشتم؟یه برخورد عجیبی که چند روز پیش داشتم.و تا همین الان هم ذهنمو مشغول کرده.کاش ادما سعی کنن بیشتر با هم حرف بزنن.این طوری خیلی از مسایل راحتتر حل میشه.شاید اصلا مسئله ای هم پیش نیاد!! بعد از چند سالی که مشهد نرفته بودم،توفیقی شد که با مادر و خواهرا بریم زیارت امام رضا.من تا حالا سوار قطار نشده بودم.این بود که واسم خیلی جالب بود ببینم چه طوریه و اینا.خلاصه رفتنه شانس باهامون یار بود و قطارمون شد قطار غزال.خوب بود .جا دارو تمیز.البته اونجور که بقیه تعریفات کرده بودن من فکر میکردم خیلی از این حرفا شیک تر باشه ولی خوب ناشی گریه و هزار تا دردسر. اما برگشت......با قطار لوکس درجه یک برگشتیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!یعنی گفتم اگه این لوکس درجه یکه پس درجه ٣ چیه؟؟؟؟؟ تازه ما وضعمون خوب بود که یک کوپه مال خودمون بود.بعضی ها بنده های خدا که مثلا ٢ تا زن افتاده بودن تو یه کوپه خانوادگی. اقا یک سر و صدایی میکرد این قطار که نگو.مخمون تریت شد تا رسیدیم تهران.بعد هم هی تند میومد واسه اینکه زمانش با لیستشون بخونه و نگند تند اومدی وسط بیابون وای میستاد ١٠ دقیقه ٢٠ دقیقه.بعد با همون سر و صدای گوش نواز و رویایی دوباره شروع میکرد به حرکت. وای وای وای دستشویی و توالتش را که اصلا نگو.نجس و نجس کاری بود.پاک میرفتی نجاست عین برمیگشتی. گلاب به روتون از تو سوراخ مستراحش آب نجاست عین دوش حمام میزد بیرون و بدن و لباسهای مهمانان عزیز را معطر میکرد. منم که این دو تا وروجک را با خودم برده بودم.پدر صاحب بچه ام را دراوردن.یعنی بیست دفعه خودمو لعنت کردم که با اینا اومدم مسافرت. نمیدونی چه میکردن که.خلاصه ماجرایی بود. ولی حالا جدای از این حرفا مثلا نظافت و پاکیزگی از اسلامه منتها تنها جایی که رعایتش نمیکنن انگار همین کشورهای مسلمونه.یکیش ما.مگه تمیز کردن قطار چه کار شاق و دشواریه که باید این ریختی باشه قطار مملکتمون؟؟؟به خدا خارج از کشور قطارهاشون برق میزنه از تمیزی.نه قطار،همه چی.نمیدونم مسئولین ما با این وضع و اوضاع داخلی چطوریه که به فکر کنترل و رهبری جهانن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اون بندگان خدایی که واسه یک قرون ارزونتر بودن هزینه ها سوار قطارای درجه دو یا سه میشن که اصلا میمیرن فکرکنم.باز این یه تختی داشت که شب باز بشه بتونیم کمرمون را استراحت بدیم روش(هر چند تشکاش بوی گند ادرار میداد).اون بندگان خدایی که از تهران تا مشهد همین جور سیخ زده نشستن چی؟؟اونا چی کار میکنن؟ کاش اقایان مسئولین قبل از فکر راجع به مشکلات جهان و باقی کشورها که احیانا وضعشون خیلی بهتر از ماهاست،یه کم به فکر این مردم بی نوا بودن.جای دوری نمیره به خدا. ادم ابروش میره یه خارجی بیاد سوار این قطارا بشه.نمیگه اینا چقدر کثافتن که وضعیت قطارای مملکتشون که در واقع داره توریست این ور اون ور میکنه اینه؟!!!!!! کاش یه کم با انصافتر به قضایا نگاه میکردیم.



| Design By : Night Skin |

